خانه / خاطرات / مقاومت

بایگانی موضوع: مقاومت

Feed Subscription

«ابومشاکل»

«ابومشاکل»

آخرین گروه اسرای باقیمانده که حدود ۲۰۰ نفر بودند(ابومشاکلها)۱ بعد دو ماه از اضافه خدمت اجباری(اسارت) در اردوگاه رمادیه ۹ در شب ۳۰آبان آماده حرکت به سوی ایران شدند . آخرین شام اردوگاه را توزیع کردند و گفتند آماده باشید و ...

ادامه »

گزارش ارتش از روز اول جنگ + عکس

گزارش ارتش از روز اول جنگ + عکس

ز آغازین روز جنگ که بمباران‌های مناطق مختلف کشور به‌خصوص تهران به‌عنوان پایتخت رعب و وحشتی در دل مردم ایجاد کرده بود، گزارش‌های روزانه نیروهای مسلح بهترین دلگرمی و اطمینان خاطر برای آحاد ملت بود. گروه جهاد و مقاومت مشرق: جنگ ...

ادامه »

آزاده‌ای که رئیس صلیب سرخ جهانی برای ارتحالش پیام فرستاد

آزاده‌ای که رئیس صلیب سرخ جهانی برای ارتحالش پیام فرستاد

 سیدعلی اکبر ابوترابی برای رزمندگان به ویژه آزادگان جایگاهی ویژه دارد. آزادگانی که در مسیر اسارت سعادت آشنایی با این عالم بزرگوار را داشتند، نکته‌های زیادی از ایشان یاد گرفتند و مسیر زندگی‌شان دچار تغییر و تحولات زیادی شد. آنچنانکه ...

ادامه »

خاطره سوزاندن کف پای اسیر ایرانی با اتو هنوز آزارم می دهد/ مقاومت اسیر ۱۱ ساله در مقابل شکنجه های بعثی ها شگفت انگیز بود

خاطره سوزاندن کف پای اسیر ایرانی با اتو هنوز آزارم می دهد/ مقاومت اسیر ۱۱ ساله در مقابل شکنجه های بعثی ها شگفت انگیز بود

امروز روز بازگشت پرستوها به میهن است، آزادگانی که بعد از روزها، ماه ها و سالها اسارت در بند بعثی ها به وطن بازگشتند و به همین منظور به پای صحبت های یکی از همان آزادگان نشستیم.  بیست و ششم ...

ادامه »

عکس/ اعزام رزمنده کنار همسر و فرزندان

عکس/ اعزام رزمنده کنار همسر و فرزندان

گروه جهاد و مقاومت مشرق – آنچه می بینید، لحظه اعزام یکی از رزمندگان مازندرانی، جمعیِ لشگر ۲۵ کربلا به جبهه ها است. او که اهل قائمشهر است با همه فرزندان و همسرش آمده و در مقابل لنز دوربین قرار گرفته ...

ادامه »

یک ماه زندگی با آب و حلزون و ملخ+ عکس

یک ماه زندگی با آب و حلزون و ملخ+ عکس

مسیر جلوی رویشان را هم می‌گیرند و بعد دستشان به هر مردی که می‌رسد، می‌کشند. موحیزین ۲ ماه در جنگل‌ها فراری بود. تا یک ماه غذایش آب و حلزون بود و گاهی اگر گیرش می‌آمد، ملخ. به گزارش مشرق، مرتضی ...

ادامه »

یک شکنجه منحصر به فرد در استخبارات عراق

یک شکنجه منحصر به فرد در استخبارات عراق

صدای چکاندن تفنگ آمد ولی من احساس کردم که به من تیتری اصابت نکرده. چند تا تیر دیگر هم شلیک شد اما اتفاقی نیفتاد. طی چند سال اسارت، این شکنجه بدترین و وحشتناک ترین شکنجه بود. بسیار بد بود. لحن ...

ادامه »

شکنجه‌ به اسم بر هم زدن نظم

شکنجه‌ به اسم بر هم زدن نظم

رضاعلی رحیمی ۳۶ ماه اسیر بود و سینه‌اش پر از خاطرات است. سال ۱۳۶۴ در حالی که تنها ۱۸ سال داشت دانشگاه را رها کرد و به عنوان بسیجی با «گردان المهدی لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع)» راهی جبهه‌ شد. رضاعلی رحیمی ...

ادامه »

به درستی که پس از هر سختی آسایش است

من هفده سال داشتم که به اسارت درآمدم. در روزهای ابتدایی ورودم به اردوگاه الرمادیه و کمپ نه اتفاقی افتاد که به نوبه‌ی خود بسیار شنیدنی است. در روز ورودم به کمپ، مسئول اردوگاه مرخصی بود و حضور نداشت. افسر ...

ادامه »
بازگشت به بالا