خانه / اخبار / معرفی کتاب (برگه 4)

بایگانی موضوع: معرفی کتاب

Feed Subscription

نقد وبررسی کتاب “فتاح” روایتگر خاطرات آزاده دکتر فتاح محمدی

نقد وبررسی کتاب “فتاح” روایتگر خاطرات آزاده دکتر فتاح محمدی

fatah-3.jpg نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «فتاح»  با حضور مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری کشور، آزاده دکتر فتاح محمدی راوی و میترا رفیعی نویسنده این کتاب در حاشیه نمایشگاه کنگره ۱۸۸۰ شهید کهگیلویه و بویراحمد ...

ادامه »

کتاب دفاع مقدس اینقدر بی ارج و قرب نیست

کتاب دفاع مقدس اینقدر بی ارج و قرب نیست

یکی از غرفه ها تصویر بی کیفیت رامبد جوان در خندوانه را که کتابی در دست دارد روی بنر زده بالای سرش. یکی دیگر کتابهای آن یکی ناشر را گذاشته روی پیشخوان، یک ناشر مطرح اصلا تخفیف نمی دهد! دنبال ...

ادامه »

«چله‌نشین» خاطرات آزاده مسعود تائبی، در دست تدوین

«چله‌نشین» خاطرات آزاده مسعود تائبی، در دست تدوین

مسوول دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان اردبیل از پایان مصاحبه با آزاده «مسعود تائبی» خبر داد. به گزارش سجاد به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان اردبیل، سیدمحمود مهدوی، مسوول دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه ...

ادامه »

کتاب «دیدار پس از غروب»منتشر شد

کتاب «دیدار پس از غروب» از مجموعه مدافعان حرم انتشارات روایت فتح منتشر شد. به گزارشسجاد، «دیدار پس از غروب» عنوان کتابی از مجموعه مدافعان حرم انتشارات روایت فتح است که به شهید مهدی نوروزی می‌پردازد. این کتاب را منصوره ...

ادامه »

«حقوق بشردوستانه در جنگ ایران و عراق؛ مرور رفتار عراق»

«حقوق بشردوستانه در جنگ ایران و عراق؛ مرور رفتار عراق»

«زندان الرشید زندانی امنیتی در شهر بغداد است که مرکز نگهداری زندانیان سیاسی و نظامی رژیم بعث عراق و همچنین اسیران ایرانی بود که بازجویی از خود مقاومت نشان می دادند یا اینکه از مقامات ارتشی و افراد رده بالای ...

ادامه »

خاطراتی جذاب از مظلومیت «شهدای غریب»

خاطراتی جذاب از مظلومیت «شهدای غریب»

«تیر به پشت سرش خورده بود، از زیر چشمش بیرون آمده بود. روز اول اسارت مان بود. بیشتر بچه ها جراحت داشتند. او روی زمین افتاده بود، نه می توانست چشم باز کند و نه می توانست حرف بزند. چند ...

ادامه »

پرواز شماره‌ی ۲۲

پرواز شماره‌ی ۲۲

در اوایل سال ۱۹۸۴ از دانشکده نیروی هوایی به پایگاه ولید، موسوم به H3، … منتقل شدم.. با پایان یافتن این دوره، خبری از سوی فرماندهی نروی هوایی به ما رسید… مدتی گذشت تا اینکه قرار شد تعداد پانزده خلبان، ...

ادامه »

قصه ی پر غصه ی اسارت

قصه ی پر غصه ی اسارت

انسان هایی را در اطرافم می دیدم که کمترین احساس انسانی نسبت به ما نداشتند. افرادی که برای از بین بردن ما، تنها یک بهانه کوچک برایشان کافی بود. آن هم نه برای ارائه به صلیب سرخ، بلکه احتمالاً برای ...

ادامه »
بازگشت به بالا