خانه / خاطرات / دعای یک روحانی نما برای صدام
دعای یک روحانی نما برای صدام

دعای یک روحانی نما برای صدام

بعد از مدتی دوباره برنامه ی سخنرانی دیگری توسط همان روحانی ترتیب داده شد و باز هم طبق روال گذشته بعد از سخنرانی، برای صدام و حزب بعث دعا کرد که باز هم مثل دفعه ی قبل جوابی نشنید و این بار با ناراحتی بیشتری اردوگاه را ترک کرد و برای همیشه رفت و دیگر به آنجا نیامد.

 

 

سایت جامع آزادگان: در یکی از روزهای عید نوروز سال ۶۹ عراقی ها اعلام کردند که اسرا ساعت ده صبح در محوطه ی اردوگاه جمع شوند. از میکروفون و میز و صندلی ها فهمیدیم که می خواهند برایمان سخنرانی کنند.

حدود یک ساعت منتظر ماندیم تا اینکه سه افسر و یک روحانی لاغر اندام با عمامه مشکی وارد اردوگاه شدند. همه ی ما کنجکاو شده بودیم که این روحانی چه کسی می تواند باشد؟ حدس زدیم شاید گروهک های منافق چون می دانند در این اردوگاه برای حرفهایشان تره هم خرد نمی کنند، با پوشیدن لباس روحانیان قصد فریب برادران اسیر دارند.

سخنرانی او حدود یک ساعت به طول انجامید و وقتی از او پرسیدم شما اهل کجا هستید؟ جواب داد: من اصولاً ایرانی نیستم و ایران را هم ندیده ام و هیچ کاری هم برای آزادی شما نمی توانم انجام بدهم، فقط مأمورم که اگر  در مسائل دینی اشکالی داشتید آن را حل کنم.

به هر حال، او در خاتمه ی سخنرانی نیز به دعا کردن پرداخت. سومین دعایش برای صدام حسین بود، که جواب داده نشد، جز چند نفری که آن هم خیلی ضعیف ادا شد. روحانی و افسران عراقی که از استخبارات ارتش عراق بودند، ناراحت شدند و به سربازان عراقی دستورهایی دادند و آنان بلافاصله اردوگاه را ترک کردند. کاملاً مشخص بود که دستورهای آنها در رابطه با آزار و اذیت برادران است. چون بعد از رفتن آنها بر میزان وحشیگری افزوده شد.

بعد از مدتی دوباره برنامه ی سخنرانی دیگری توسط همان روحانی ترتیب داده شد و باز هم طبق روال گذشته بعد از سخنرانی، برای صدام و حزب بعث دعا کرد که باز هم مثل دفعه ی قبل جوابی نشنید و این بار با ناراحتی بیشتری اردوگاه را ترک کرد و برای همیشه رفت و دیگر به آنجا نیامد.

بعد از رفتن آن بظاهر روحانی آب را به روی ما بستند و چند نفری را هم تحت شکنجه و آزار قرار دادند. ما نیز سرانجام فهمیدیم که هدف آن روحانی وابسته به ساواک بغداد از سخنرانی، فقط دعا کردن و تبلیغ برای صدام حسین و نفوذ بین برادران بوده است که با هوشیاری و مقاومت دلیرانه و آگاهانه ی بچه ها این توطئه نیز در همان ابتدای امر نقش بر آب شد و درهم شکست.

راوی: آزاده اکبر خدایاری

Print Friendly

مطالب مرتبط :


ارسال یک پاسخ

ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلد های الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

بازگشت به بالا