خانه / انتخاب سردبیر / نمازهایی که شاه را فراری داد
نمازهایی که شاه را فراری داد

نمازهایی که شاه را فراری داد

هنوز سلام نماز را نداده بودیم که ده پانزده نفر عراقی چوب و چماق و شلاق به دست، به جان مان افتادند و تا جا داشت مشت و لگد بارمان کردند. این پایان بدی برای نماز جماعت شد.

 

سایت جامع آزادگاناگرچه کتک ها را خورده بودیم ولی ترس مان نیز ریخته بود. خصوصاً این که به برادری روحانی دست یافتیم که حسین مروتی نام داشت. با آمدن او به اردوگاه، حتی نماز جمعه نیز برگزار شد.

نماز جمعه ای ۴۰۰ نفره، کم کم نمازهای اردوگاه را در یک آسایشگاه برگزار می کردیم. شور و حالی وصف نشدنی داشت اما متأسفانه خیلی طول نکشید چون یکی از همین جاسوس ها نزد فرمانده ی اردوگاه رفته و او را پشت پنجره ی اتاق آورده و به او گفته بود: «اینها با همین نمازها، شاه را از ایران بیرون کردند.فردا تو را هم بدبخت و بیچاره می کنند. جلوی نماز جماعت شان را بگیرد.»

هنوز سلام نماز را نداده بودیم که ده پانزده نفر عراقی چوب و چماق و شلاق به دست، به جان مان افتادند و تا جا داشت مشت و لگد بارمان کردند. این پایان بدی برای نماز جماعت شد.

تقریباً اوایل سال ۱۳۶۰ بود که این اتفاق افتاد.از آن روز به بعد نماز جماعت خواندن بر لیست ممنوعیت های اردوگاه اضافه شد. البته بچه ها تا یک نفر را می دیدند که مشغول نماز است، دو یا سه نفری به او اقتدا می کردند تا از فیض نماز جماعت بهره مند شوند.

راوی: آزاده فریدون بیاتی

Print Friendly

مطالب مرتبط :


ارسال یک پاسخ

ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلد های الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

بازگشت به بالا