خانه / خاطرات / ابتکارات / دهه فجر در اسارت/نقاشی عکس امام روی لباس اسرا
دهه فجر در اسارت/نقاشی عکس امام روی لباس اسرا

دهه فجر در اسارت/نقاشی عکس امام روی لباس اسرا

در مورد کارهای فرهنگی، پیشرفت بچه ها خوب بود. هر سال در دهه فجر با وجود محدودیت های زیادی که عراقی ها قائل می شدند، مراسم ویژه ای برگزار می شد.

درست مثل مراسمی که در داخل ایران برپا می شد؛ شعرخوانی، دکلمه، تلاوت قرآن و جز آن. همین برنامه ها باعث می شد که متوجه بشویم چهارصد نفر حافظ قرآن داریم!

گاهی هم بچه ها ترجمه انگلیسی و فرانسوی آیات را می خواندند.

در مراسم دهه فجر، مسابقات ورزشی هم دایر بود. مسابقات فوتبال، والیبال و ورزش های رزمی کاراته و تکواندو برگزار می شد. اینها را اساتیدی که در ایران کار کرده بودند، به بچه ها تعلیم می دادند.

هر چند وقت یکبار هم تئاتر برگزار می شد که خود بچه ها نقش های مختلفی را در آن بازی می کردند. خلاصه فرهنگ ایران اسلامی به نمایش گذاشته می شد. حماسه های مردمی و ظلم و ستم دوران شاه هم از سوژه های مورد استفاده بچه ها بود.

بچه ها از نظر فرهنگی در سطح بالایی قرار داشتند. یک سال و نیم، قلم و کاغذ آزاد بود که بعد ممنوع شد؛ اما بچه ها مقداری قلم و کاغذ ذخیره کرده بودند که در موارد لزوم استفاده می کردند.

از جالب ترین کارهایی که در زمینه فرهنگی و هنری اتفاق افتاد، زمانی بود که می خواستیم به کربلا برویم. بچه ها چندتایی عکس امام را کشیده بودند که خیلی خوب بود.

این عکس ها را اسرای نقاش کشیده بودند، آن هم روی پارچه ای که از لباس های اسرا درست شده بود. برای رنگ هم گیاهان و گل و قرص و زنگ های مختلف استفاده کرده بودند.

دو، سه تا از آن عکس ها که به دست عراقی ها افتاد، از تعجب داشتند شاخ در می آوردند که چطور ایرانی ها با وجود نداشتن ابزار آنها را کشیده اند!

البته عراقی ها عکس ها را ـ که زیر خاک باغچه جاسازی شده بود ـ پیدا کردند، اما متوجه نشدند کار چه کسی بوده است!

عراقی ها یکبار یک نشریه ۳۰برگی پیدا کردند. در این نشریه عکس های امام همراه با مطالب سیاسی که از محتوای خوبی برخوردار بود، وجود داشت. دهه فجر سال ۶۷ بود. نگهبان های عراقی آن را زیر متکای یکی از بچه ها پیدا کردند. او را با خود به زندان بغداد بردند. تعدادی دیگر از بچه ها را هم به همین دلیل جا به جا کردند.

از کارهای جالب توجه دیگر بچه ها، اختراع بود. گاهی امر بر خود ما هم مشتبه می شد. به راستی باورکردنی نبود. خودم در یکی دو تا از نمایشگاه های عکس واقعاً داشتم شاخ در می آوردم ، که اینها چطور و چگونه تهیه شده اند؟!

راوی: آزاده مهدی کارگر

Print Friendly

مطالب مرتبط :


ارسال یک پاسخ

ایمیل شما منتشر نمی شود.فیلد های الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

بازگشت به بالا